ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

682

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

در آنجا اقامه نمود ، تا آخر بشوشتر رسيد و پس از ملاقات احباب خدمت مرحوم سيد عبد الكريم نوادهء عمش كه در ( ج 2 سال 1215 عنوان 219 ص 552 ) گذشت ، در فقه ، و نزد بعضى ديگر در حساب شروع به تحصيل كرد ، هرچند كه سابقا هم حساب را در نزد مرحوم سيد ابو الحسن عموزاده خود خوانده بود ، و در اين اوقات پدرش وفات كرد ، و خود نوشته كه آخرين وصيت او به من اين بود كه فرمود زنهار هرچند دنيا ناسازگار باشد بمذلت و دنباله روى تن در ندهى و در ليالى و ايام متبركه به چيزى كه دست‌رس داشته باشى ما را فراموش نكنى . و پس از وفات او ، گذشته از مصيبت دنيا هم ناسازگار افتاده و معيشت تنگى گرفت ، و مرحوم سيد محمد شفيع برادرش هرساله از هرجا كه بوده قليلى برايش مىفرستاده و او بفطرت اصلى ايثار را پيشه خود نموده و خصوصا كه در آن سنوات گرانى سختى بهم رسيد ، و او از همه بيشتر غم مردم را هم داشت و دستش به چيزى نمىرسيد و از شدت اين واردات اغتشاشى كلى در حواسش پيدا شد ، و او را هيچ حالت مطالعه كتب علمى نماند بلكه هيچ‌چيز از علوم را نمىفهميد ، و مختصر بليه‌ئى سخت بر او رو داد . پس بخاطر او رسيد كه روانه عتبات شده در يكى از مشاهد مقدسه ساكن و بقيه عمر را بنان جوين بسر برد ، و بدين آهنگ بقيه بازماندگان خود را برداشته و از راه فلاحى ببصره آمد و پس از چندى از شط فرات به سمت عتبات شد ، و چون جزاير بر سر راه او بود شوق وطن آباء و اجدادى دامنگير او شده ، چند روزى توقف كرد و از آنجا بسماوا كه ميان حله و بصره است و بنيكوئى آب‌وهوا و وفور ماه‌وشان دلربا در كل عربستان طاق و تربيت آب و خاك آن در تكميل حسن و جمال شهره آفاق است رسيد ، و بواسطهء جنگى كه ميان اعراب خزعل و منتفق در كار و حركت در حوالى آن دشوار بود ، دو ماه آنجا مانده ، و پس از آن از راه رماحيه بنجف روانه شد و مشقتى سخت از تشنگى بوى روى داد تا بدان زمين برين رسيد و همه رنج‌ها را فراموش كرد ، و چندى در روضات عاليات عراق عرب ( از نجف و كربلا و كاظمين و حله و سامره ) و بغداد به زيارت و سياحت بسر آورد ، و آخر همراهان را بعد از بر طرف شدن گرانى بشوشتر فرستاد و خود بعزم تحصيل در كربلا متوطن و آنجا بتكميل تحصيل مدت دو سال در خدمت علماء اعلام : آقا محمد باقر هزارجريبى و آقاى بهبهانى و ميرزا محمد مهدى شهرستانى و آقا سيد على كربلائى درس خواند ، و شرحى از وسعت اوقات خويش و بجا آوردن ادعيه و زيارات و تهذيب نفس و رياضات با اشتغال